احمد مجد الاسلام كرمانى

416

سفرنامه كلات ( فارسى )

محظوظ مىشود وقتى كه برخاستيم گفت : من امشب خيلى از گفتار شما محظوظ شدم و به اين مملكت اميدوار شدم چرا كه در سه سال قبل كه من بروسيه رفتم در هيچ مجلس كلمه‌اى از اين مطالب گفته نميشد ، حالا ميبينم علانيه در مجالس رسميه مذاكره مىشود از اينجا مىفهمم كه در اين سه ساله خيلى اوضاع ايران تغيير كرده و بقبول تمدن عصر جديد مايل شده و اميدوارم كه به زودى افكار عامه تغيير كند و به تغيير افكار عامه حتما اوضاع تغيير خواهد كرد و من خيلى از شما تشكر ميكنم كه بطبع و نشر روزنامه پرداخته‌ايد چرا كه بهترين تغييرى براى افكار عامه همان روزنامه است و مدتى هم از روزنامه من تمجيد كرد و و و . الحاصل آنكه من باور نميكنم مشير الملك دشمن تمدن باشد مؤتمن الملك « 1 » را هم ميشناسم در بعضى اخلاق از مشير الملك بهتر است و گويا تحصيلاتش هم زيادتر باشد لهذا او هم بدلالت علم و اطلاع همراه است در اينجا رفيق ما قدرى تأمل كرد و مجددا قوطى سيگار خود را باز نموده و يكى من و يكى خودش آتش زده مشغول كشيدن شديم ، بعد از فى الجمله تأملى باز پرسيد امير بهادر با اينهمه قدرت و نفوذ كه در مزاج شاه دارد هرگز نخواهد گذاشت ، چنان كه يكوقتى گفته بود

--> - خود مردى وطن‌دوست و ميهن‌پرست بود ؛ در آبان‌ماه سال 1314 شمسى در سن 63 سالگى به مرض سكته قلبى در تهران درگذشت و در مقبره خانوادگى در امام‌زاده صالح به خاك سپرده شد . م - خ ( 1 ) - حسين پيرنيا مؤتمن الملك متولد 1254 شمسى پسر سوم ميرزا نصر اللّه خان مشير الدول مىباشد در زمانى كه پدرش بوزارت امور خارجه رسيد از اروپا احضار و به سمت رئيس اداره كابينه وزارت خارجه تعيين گرديد ، در سال 1325 رئيس مدرسه سياسى بود و در اين سال براى اولين بار وارد كابينه شد ، مؤتمن الملك چندين بار وكيل و وزير بود ، نامبرده از رجال تحصيل كرده و عاقل و متين ايران است و از دوره دوم به بعد هميشه از تهران انتخاب و برياست مجلس برگزيده ميشد و از دوره هفتم به بعد با آنكه از تهران انتخاب گرديد لكن بمجلس نرفت ؛ او در 9 شهريور 1326 در 72 سالگى وفات يافت . م - خ